فکر میکنم جای خالی آدمها، در واقع جای خالی بودنشان نیست؛
جای خالی تکهای از قلبمان است که خانه شان بوده،
به نامشان بوده و حالا به وقت سفر و بستن بار و بنه، آن تکه را هم با خود بردهاند.
این است که همیشه در یاد نبودن کسی، گوشهای از قلبمان درد میگیرد و میسوزد.
پ ن :"بعدها پشت سرم خواهند گفت: دلقکِ بیچاره در قرن لبوبو و ترامپ و انافتی، سعی میکرد شاعر باشد."
کاش بودی ساعتها باهات حرف میزدم.این دفعه بیایی بلدم نگهت دارم....
چکار کنم بیایی؟؟
♥ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 15:17 توسط آرامش:
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان