من ،
تو را ، فروختمت
به تمام خاطرات خوب !
من ،
تو را ، بی نیاز شدم ؛
به رسم تمام نبودن هایت !
من ،
تو را ،
بی تو ،
زندگی میکنم ؛
این روزها ...!
پ ن :
فرق من و زندانبانم را میدانی؟
زمانیکه پنجره ی
کوچک سلولم را باز میکند،
او تاریکی و غم را می بیند
و من روشنایی و امید را.
دید شما بسیار مهم است!
زیبا بنگرید...
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان