با او چه نسبتى دارى ؟
نه ميبينمش !
نه جوابِ تلفن هايم را ميدهد !
نه اصلا مرا يادش مى آيد !
فقط شب ها؛
از صفحه ى تلفنم مراقبم كه
امروز خوب بود يا نه،
بعد ميخوابم !
پ ن :
گاهی كہ از خواب
بیدار می شوے
و هنوز خسته اے
تقصیر من است
تمام شب را،
با تو قدم می زدم
کاش اون دونه های برف روی چشاتو و لبات من بودم ..
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان