من حتی وقتی که تازه از بیرون اومدم
تو ی دستم کیسههای خریده وکیفمو نگهداشتم
با دست دیگم بستنیمو گرفتم ومواظبم که نریزه
همزمان توی کیفو دنبال کلید میگردم
و ی مژه توی چشمم رفته و اذیتم میکنه
و دارم صداي بلند حرف زدن و دعواي همسایه رو میشنوم
و حواسمم هست روسریم نیفته
باز هم به تو فکر میکنم...
پ ن :
رابطه مثل یه آدمیه که شنا بلد نیس و میوفته تو دریا
اگه زود به دادش برسی غرق نمیشه ولی اگه صدمثانیه هم دیر بشه دیگه جنازهس و فقط میتونی خاکش کنی حالا هی بکشش تو ساحل و تلاش کن! مُرده آقا جان مرده! باید زودتر میرسیدی!
پ ن :روزهای بی سرو سامانی رو میگذرونیم.خدا مثل همیشه به دادمون برس.....
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان