پای او ماندم تا که قد بکشد پر کشید اما بی خبر تنها
دل به یک آسمان داد ...
او که هی میگفتش بی قرار من است تا جهان چرخید فرصتی را دید
روی دیگر نشان داد ...
اما بدان هم خدای منی هم خطای منی گر چه بد کردی با من تو جان منی
درد شیرین من گناه توام اشتباه توام هر چه دوری بدان چشم به راه توام
یار نبود یاور بودم من چه خوش باور بودم پر کشید و رفت من تماشاگر بودم
دوریش دلگیرم کرد انتظارش پیرم کرد خواب بد دیدم رفتنش تعبیرم کرد
اما بدان هم خدای منی هم خطای منی گر چه بد کردی با من تو جان منی
درد شیرین من گناه توام اشتباه توام هر چه دوری بدان چشم به راه توام
درد شیرین...من گناه توام...اشتباه توام...هر چه دوری بدان چشم به راه توام.....
پ ن : هزار بار از صبح گوش کردم
♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ ساعت 10:56 توسط آرامش:
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان