دیشب تو حیاط نشسته بودم و به ماه نگاه میکردم.
جز معدود شبایی بود که ماه ثابت بود ویه ستاره کمی اون طرف تر از ماه وایساده بود.اونم ثابت بود.ابرها با سرعت زیادی میومدند و از جلو ماه رد میشدند.
منظره های زیبایی تشکیل میشد.انقد قشنگ بود دلت نمیومد چشم از آسمون برداری.
بیشتر شبا وقتی به آسمون نگاه میکردم ابر و ستاره و ماه و هر چی تو آسمون بود با سرعت بالایی جابه جا میشدند.
دیشب جالب بود.
امشبم وقتی همه خوابیدند اومدم تو حیاط.
ماه دقیقا سر جای خودش بود و همچنین اون ستاره که نزدیک ماه بود.اونم ثابت بود .
جالب بود.هیچکدوم تکون نمیخورم.ثابت ثابت.
خیلی قشنگه.....
آسمون صافه ولی..... برعکس دیشب .....
u200d به او بگویید دوستش دارم...
بگویید تا همیشه کنجِ صندوقچه ی کوچک قلبم، این دوست داشتن را نگه خواهم داشت...
بگویید دنیا که چیزی نیست،
قیامت هم که شود باز هم به پای این نبودن های طولانی اش نشسته ام و عشق را در وصفش غزل غزل می سُرایم...
به او بگویید عذاب دوست داشتنش را کوچه به کوچه، شهر به شهر و منزل به منزل برای همیشه به دوش خواهم کشید.
به او بگویید تا دنیا دنیاست ،
"او" دوست داشتنی ترین بی احساسِ
دنیای "من" است...
♥ نوشته شده در جمعه دوم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 0:8 توسط آرامش:
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان