تو از راه رسیدی که به من بفهمانی اعتقادم آنقدر ها هم عمیق نیست.....
که عمق اعتقادم در عمق آغوشت محک بخورد....
که بهای گرفتن دستانت زیر پا گذاشتن اعتقادم باشد....
و این روز ها چقدر شرمنده ام پیش خدایم....
درد من رفتن تو نیست....
درد من خداییست که پای تو از دست دادم....
میفهمی لعنتی؟؟
میفهمی؟
پ ن :
جان
میدهم
بیا
به تقاضا چه احتیاج ..؟
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان
تاريخ: پنجشنبه
16 آذر
1396 ساعت: 22:19