مثلا مخابرات یه روز صبح بهت اس ام اس میداد ،
مشترک محترم و عزیز ما ، شما قبلا در طول روز فلان شماره رو دویست بار میگرفتی
اس ام اس که حرف ش رو نزن ، اینقدر زیاد بود که ما حساب کتابش از دستمون در میرفت
حتی بعضی اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خوشگل بود که برا خودمون سیوش میکردیم
حتی یه شب ، ( زمستون بود فکر کنم ) ، اینقدر حرفای خوشگل خوشگل میزدین و ما هم هی گوش میدادیم که پای تلفن خوابمون برد ، یادمون رفت بقیه پول تلفن شما رو حساب کتاب کنیم
حالا مشترک محترم و عزیز ، چی شده که این همه سال خبری ازت نیست ؟
چیزی شده ؟ چرا اون شمارهه رو دیگه نمیگیری ؟ یه اس ام اس خالی هم حتی نمیدی !
توروقرآن بهمون بگو ، منِ مخابرات اون دوره رو باهاتون زندگی کردم ، حقمه که بدونم
..
منم اس ام اس بدم بگم : بیخیال رفیق ، این نیز بگذرد ...
پ ن :بهم غر نزن. نگو چرا هنوز منو یادت نرفته.نمیتونم.حتی اگه هزار سال بگذره.....
پ ن 2: مسيح نيستم اما ................... تنها که می شوم ..... خاطرات زيادی را زنده می کنم !
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان