خرید بک لینک

دهنم خشک و تلخه، چشام دیگه نمیبینه هوا گرمه ولی من نوک انگشتام سرده،کاری نگردم ولی اخ دلبر اگه بدونی چقدر خستم انگار کردنم تو گونی با مشت و لقد افتادن به جونم، بخدا میترسم اخه بابا من اینجوری نبودم که، انقدر خسته انقدر کبود و شکست خورده، چرا نمیبنمت، چرا نیستی چرا من نمیخوام ببینمت ده اخه من چه مرگمه دلبر، مگه من نباید خوشحال باشم مگه نباید از وضعیتم راضی باشم؟؟؟ پس چرا حسش نمیکنم؟؟؟ چرا دلم میخواد سرمو بکنم تو بغلت فقط ازت بخوام محکم بغلم کنی تا نه اشکامو ببینی، نه صدامو بشنوی...اصن،.هیچی ولش کن بگذریم.

پ ن :آدم باید یه باباطاهر تو زندگیش داشته باشه که بهش بگه:
گل سرخم چرا پژمرده حالی؟
بیا قسمت کنیم دردی که داری
که تو کوچک دلی، طاقت نداری

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:19

صفحه بندی