بوسیدنش رو بر خلاف میلم تموم ڪردم و زدم بیرون، اما هنوز موقع برگشت پشت فرمون داشتم بوسش میڪردم، اومدم خونه و هنوز بوسش میڪردم، حالا قبل خوابیدن هنوز توے ذهنم دارم میبوسمش و احتمالا وقتے از خواب بیدار بشم اولین لحظهے بیدارے همچنان به بوسیدنش فڪر ڪنم..
پ ن :وسط یه روز بد، یادت افتادم و لبخند زدم...
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان